آفتابگردان هرگز نفهمید که چرا رسوایی این عشق،به گردنِ او افتاد!
مگر این خورشید نبود که هر روز ،برای رساندن آفتاب به او،آسمان را از شرق به غرب می پیمود؟!
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 18:29  توسط امید
|
ببخشید که باز کمی وحشتناکه
اسمش زیبای نه چندان خفته است!!!چطوره؟
+ نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 22:53  توسط امید
|
+ نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت 11:31  توسط امید
|
+ نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 0:41  توسط امید
|
+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387ساعت 0:55  توسط امید
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 11:27  توسط امید
|

عصر یک روز جمعه/اصفهان
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 20:27  توسط امید
|
روستای گندم کار،حوالی شهر کردفروردین۸۶
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 11:34  توسط امید
|
این تصویر سازی روکه البته کاملا جدید الوقوعه برای خالی نبودن عریضه تقدیم می کنم.خود شخصیت طراحی دستیه ولی در محیط فتو شاپ رنگ آمیزی کردم. .بیشتر یه جور اتوده .همین طور که می بینید خیلی تمیز کاری نکردم و روی همون طرح دستی رنگ زدم.شما به بزرگی خودتون ببخشید.
+ نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 18:16  توسط امید
|
سلام.خیلی دوست داشتم یه فرصتی پیش بیاد که بتونم بخشی از کارهام رو به شما هم نشون بدم و نظر شما عزیزان رو هم جویا بشم.احساس می کنم اگر هنر نتونه با مخاطبش ارتباط بر قرار کنه سالم نیست.فکر می کنم هنر وقتی اصیله که بتونه در نگاه اول و بدون هیچگونه توضیح و تفسیری با مخاطب ارتباط برقرار کنه.البته برقرار شدن این ارتباط میان اثر هنری و بیننده نیاز به یک تعامل دو جانبه داره.یعنی از طرفی اثر هنری در عین ساده فهم بودن و قابل درک بودن باید تا حد امکان حرفه ای و واقعا هنری باشه و از طرفی هم مخاطب باید سعی کنه سواد هنری و فهم زیبایی شناسانه اش رو تقویت کنه.به هر حال بنده که هنر جویی بیش نیستم و واقعا دوست دارم از نظرات شما هنر مندان و هنر دوستان عزیز به طرز فجیعی استفاده کنم.منتظرتون هستم.یا علی
+ نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 18:3  توسط امید
|